سلام .....به همه همنوردان و دوستان عزیز..
راستش شعری خودم سرودم در مورد اشترانکوه..البته اینم بگم که سواد شعر و ادبیاتی ندارم اگه زیاد قافیه و ردیفش درست در نیومده معذرت..ولی سعی کردم احساسم رو نسبت به این کوه استوار همیشه سبز بنویسم
نگین زاگرس(اشترانکوه)
نگینی ، با شکوهی، با صلابت اشترانکوه به سان کاروانی از شتر ، ای اشترانکوه
صنوبر قامتی سر در فلک در کوه زاگرس نسیمی دلپذیر و سرد داری اشترانکوهچو نامت گشت ، آلپ ایران بر زبانها نمی دانی که زاکرس گشته سرخوش اشترانکوه
زکوی و شهر آبادی های اطرافت بدید چشم ها هستی تو کوهی پر ابهت اشترانکوه
به هر شهر و دیاری عاشق ومشتاق داری چرا ؟... چون دلربایی اشترانکوه
تو روح عاشقان بی مدعا یت به سوی خود فراخواندی
تو انسانهای افلاکی را به قلبت جای دادی اشترانکوه
چمنزاران سبز و چشمه های جاری سرد سرای پازن و کبک و عقابی اشترانکوه
کنار چشمه گل گل ، میان چال کبودت ، برافراز قلل های سترگت
شود آدم مجنون و مست از آب وهوای با صفایت اشترانکوه
ستیغ قله های سن بران ،گل گل ، پیاره نشان از کوهی بی همتای داری اشترانکوه
به داما نت نگین آسمانی چون گهر را چو جام می میان دست داری اشترانکوه
کدامین کوه صفا و شوکتت دارد؟ دماوند ؟ یا علم کوه؟،،، کوه البرز
برای من تو تنها با صفا و با شکوهی برافراز تر ز کوههای جهانی اشترانکوه
به هر دیدار تو من میشوم مست خدا داند به قلبم جای داری اشترانکوه
فراغ تو بسی سخت است ومشکل شود روزی دگر پیش تو آیم اشترانکوه
چه گویم هر چه گویم اشترانکوست همیشه استوار و سبز باشی اشترانکوه
پر از نعمت برای ما توهستی ،ای سرافراز
همیشه استوار و سبز باشی اشترانکوه
شاگرد کوچک شما احسان سالاروند

.jpg)

