نام قلل جهان
کمی آشنايی ازکوههای معروف آسيا .
سلسله جبال هيماليا .هيمالياسلسله جبالی است که ازسرچشمه رودخانه ايندوس indus شروع وبه بر هماپوترا brahmaputra ختم می شود و شامل سه رشته عظيم كوهستانی است ٬ كه مساحتی به عرض متجاوز ۱۵۰ ميل را زير دامنه وسعت خود گرفته اند . مساحت طولی اين كوهها٬ كه شمال هندوستان را می پوشانند٬ از ۱۵۰۰ ميل افزون می شود وارتفاعات آنها از ۱۶۰۰ ميل متجاوزاست . ارتفاعی كه در تمام طول سال نزول برف ٬ برآن حتمی است وهمواره قلل اين سلسله٬ پوشيده ازبرف ويخ است ازاين سلسله جبال بيش از ۳۰ قله ۲۵۰۰۰ پائی شناخته شده است . بارانهای سنگينی كه در اين نقاط می بارد از ۴۰ اينچ (يك متر) درسال شروع شده وبه ۳۰ متر هم می رسد . هرچه از عرض جغرافيايی كاسته شود حرارت بالا می رود ودر زيرخط برف دائمی ٬ گروهی از نباتات جنگلی ٬ مانند سوزنی برگان وبعضی نباتات پهن برگ در شادابی ورشد تمام ديده می شوند .
قلل معروف آسيا
۱ - اورست به ارتفاع ۸۸۸۲ متر محل صعود هيماليا
۲ - گودوين اوستين به ارتفاع ۸۶۱۴ متر محل صعود كاراكوروم
۳ - كانشن جونگا به ارتفاع ۸۵۷۹ متر محل صعود هيماليا
۴ - كالو به ارتفاع ۸۴۷۰ متر محل صعود هيماليا
۵ - استالين به ارتفاع ۸۳۷۷ متر محل صعود پامير
۶ - شئو يو به ارتفاع ۸۱۸۹ متر محل صعود هيماليا
۷ - دائو لاگيری به ارتفاع ۸۱۶۷ متر محل صعود هيماليا
۸ - نانگاپاربات به ارتفاع ۸۱۱۴ متر محل صعود هيماليا
۹ - آناپورنا به ارتفاع ۸۰۷۸ متر محل صعود هيماليا
۱۰ - كاشربروم به ارتفاع ۸۰۶۸ متر محل صعود كاراكوروم
۱۱ - برودپيگ به ارتفاع ۸۰۴۷ متر محل صعود كاراكوروم
۱۲ - گوزن تان به ارتفاع ۸۰۱۸ متر محل صعود هيماليا
۱۳ - تاندادوی به ارتفاع ۷۸۲۰ متر محل صعود هيماليا
۱۴ - ماشربوروم به ارتفاع ۷۸۲۰ متر محل صعود كاراكوروم
۱۵ - كامت به ارتفاع ۷۷۵۶ متر محل صعود هيماليا
۱۶ - تيريش مير به ارتفاع ۷۷۴۸ متر محل صعود هندوكش
۱۷ - برود پيك به ارتفاع ۷۶۵۰ متر محل صعود كاراكوروم
۱۸ - پيك استالين به ارتفاع ۷۴۹۵ متر محل صعود آلتائی
۱۹ - مينی آكونگا به ارتفاع ۷۴۶۸ متر محل صعود تبت
۲۰ - موستاق آنا به ارتفاع ۷۴۴۳ متر محل صعود پامير
۲۱ - جانسون بيك به ارتفاع ۷۴۱۹ متر محل صعود هيماليا
۲۲ - كابرو به ارتفاع ۷۳۱۵ متر محل صعود هيماليا
۲۳ - شومول هاری به ارتفاع ۷۲۹۴ متر محل صعود هيماليا
۲۴ - برج موستاق به ارتفاع ۷۲۳۷ متر محل صعود كاراكوروم
۲۵ - لنين به ارتفاع ۷۱۳۰ متر محل صعود تاجكستان
۲۶ - پيك لنين كوفمان به ارتفاع ۷۱۰۲ متر محل صعود آلتائی
۲۷ - تريسول به ارتفاع ۷۰۹۰ متر محل صعود هيماليا
۲۸ - شيلا به ارتفاع ۷۰۲۶ متر محل صعود هيماليا
۲۹ - آرارات به ارتفاع ۵۱۹۵ متر محل صعود ايران .تركيه
۳۰ - فوجی ياما به ارتفاع ۳۶۷۱ متر محل صعود ژاپن
همنوردان گرامي در صورت وجود اشكال در ليست بالا و نيز دريافت اطلاعات شما براي تكميل ليست بالا منتظر نظرات شما هستم.
آشنايي با قله اورست Everest
نام کوه اورست، ساگاراماتا، چومولونگما
ارتفاع 8850متر، 29،029 فیت
محل قرارگیری نپال، تبت
موقعیت 27،59 عرض شمالی
86،56 طول شرقی
ماههای صعود آوریل و می، سپتامبر و اکتبر
اولین صعود 1953
اولین صعود کننده ادموند هیلاری، تنسینگ نورگی
نزدیکترین فرودگاه محلی پانگبوچه
نزدیکترین فرودگاه بین المللی کاتماندو
اورست-بلندترین کوه دنیا بر طبق آخرین اندازه گیریهای ماهواره ای که در5 می 1999 صورت گرفت و به تایید انجمن نشنال جغرافی نیز رسید 8850 متر ارتفاع دارد.کوه اورست در منطقه هیمالیای"خمبو روالینگ"قرار دارد.این کوه برروی خط الراسی مرتفع قرار گرفته که در طول مرز نپال و تبت از غرب به شرقو از چوآیو تا ماکالو امتداد می یابد. در نپال به آنساگاراماتابه معنای سر آسمان و در تبتچومولونگمابه معنای مادر خدای زمین می گویند.
در مساحی های سال 1854 یک هیئتانگلیسی نام آنراقله 15 نهاد و دو سال بعد آنها توانستند ارتفاع قله 15 را 8839متر اندازه گیری کنند آنرا رفیعترین قله عالم شناختند، اما این اندازه گیری چندانپایدار نبود و پس از آن هندیها ارتفاع قله را 8848 ثبت نمودند.در نهایت در سال1865 انجمن جغرافیایی سلطنتی در لندن، قله شماره 15 را بعد از مساحی های جورج اورستنامگذاری مجدد نمود و به افتخار این کشف قله شماره 15 را اورستنامیدند. هفت تلاش نخست این کوه تا سال 1921 بیشتر جنبه شناساییداشت تا صعود. تمامی این تلاشها از سمت تبت صورت گرفت. جایی که مسیر صعود قله ازطریق یال شمالی و گردنه شمالی قابل دسترس به نظر می رسید. در سال 1924جورج مالوریکسیکه پیکان حمله سه هیئت نخست این کوه بود،در تلاش برای فتح قله جان خود را به همراه همنوردشاندروارویناز دست داد. آنها بی شک گامهایی تا قله فاصله نداشتند.
تا سال 1938 یعنی زمان شروع جنگ جهانی دوم تلاشهای ناموفقدیگری نیز صورت گرفت و پس از آن به خاطر جنگ همه چیز متوقف شد. اما با پایان جنگ و اشغالتبت توسط چینیها مرزهای تبت بر روی خارجیها و بخصوص کوهنوردان بسته شد. اما کشور نپال که سابق براین غیر قابل دسترس بود خلافاین عمل کرد و مرزهای خود را از سال 1950 بر رویخارجیها گشود. بدین شکل محاصره اورستتنگتروتنگتر شد. مسیر صعود تیمهای سال 51 تا53 از طریق یخچال خمبو، آبشار یخی و کم غربی بود که تیمهایی از انگلستان و سوئیس بهآن دست یافتند. سپس جبهه غربی لوتسه و گرده ژنویها و در نهایت گردنه جنوبی شناساییو صعود شد. در ماه می 1952کریستین لامبرتسوئیسی وشرپاتنسینگ نورگیهندی - نپالی تا 8600 متر بالارفتند اما از صعود قله بازماندند. اما یکسال بعد تیمی از انگلستان به سرپرستیجان هانتافسر ارتش انگلستان با گام نهادن در جای پایسوئیسیهادر نهایت با دسترسی به یال جنوب شرقیتوانستادموند هیلاریو شرپاتنسینگنورگیرادر ساعت 30/11 روز 29 میراهی قله نماید.
هیلاری و تنسینگ پس از فتحاورست
پس از صعود سال 53 تلاشهای موفق و ناموفق زیادی ازمسیرهای مختلف صورت گرفت و تا امروز که بیش از 50 سال از نخستین صعود کوه می گذردحدود 2500 کوهنورد از 16 مسیر اورست را صعود کرده اند. آنها از 13 تا 70 سال سنداشتند. در این را همچنین بیش از 160 نفر جانشان را از دست داده اند. اورست بارهابدون اکسیژن صعود شد. چندین نفر به کمک اسکی و چتر از آن فرود آمدند و کوه بارهاتراورس گردید. صعودهای زیادی در مدت تنها یک روز بر روی آن صورت گرفت و افرادبسیاری بر روی آن دچار سرمازدگی شدند. هر کوهنورد برای اخذ اجازه صعود موظف بهپرداخت 6000دلاردرجبهه شمالیو 10000 دلار در جنوبی می باشد. در این راه گروههایتجاری بسیاری نیز دست به کار شده و با اخذ مبالغی از 20000 تا 75000 دلار کوهنوردانو افراد عادی را عازم بام دنیا می کنند.
فیلمهای بسیاری از تلاشهای موفق و نافرجام اورستساخته شده و کتب فراوانی به نگارش در آمده تا اورست همچنان به عنوان یکی ازجذابترین نقاط دنیا مورد توجه باشد.
مسیرهایاورست
مسیرهایاورست
بیست و نه می 1953-اولینصعود اورست: تنزینگ نورگی (نپال) و ادموند هیلاری(زلاند نو) هر دو عضو یک هیئتانگلیسی. از مسیر یال جنوب شرقی- با عبور از آبشار یخی، کم غربی و لوتسه فیس- به قلهرسیدند.
بیست وپنج می 1960-تیمی از کوهنوردان چین و تبت از مسیر شمالی به قله اورسترسیدند.
بیست ودو می 1963-اولین صعود یال غربی اورست توسط تیم امریکا- در واقع دسترسی به یال غربی از طریق جبهه شمالیصورت گرفت- صعود کنندگان ویلی انسولد وتام هورنباین بودند. آنها پس از رسیدن به قله از مسیر جنوب شرقی بازگشته و نخستینتراورس اورست را هم صورتدادند.
بیست وچهار سپتامبر 1975-دوگال هستون و داگ اسکات از صعود دیواره جنوب غربی راصورت دادند، سرپرستی این تیم را کریس بانینگتون بر عهدهداشت.
سیزده می 1979-آندری استریمفیل و یرنیزاپلوتنیک قله را از مسیر اصلی غربی صعود نموده و از مسیر هورنباینبازگشتند.
ده می 1980-تسونه شیجیهیروتاکاشی اوزاکی از ژاپن نخستین صعود مستقیم جبهه شمالی را انجام دادند. این مسیر بهدهلیز ژاپنیها معروفشد.
نوزده می 1980-یرزی کاکوسکا و اندری ژوکاز طریق برج جنوبی- درست سمت راست دیوارهجنوب غربی- به قله دستیافتند.
بیست آگوست 1980-راینولد مسنر از ایتالیا از گردنه شمالیتراورسی را به سمت دهلیز شمالی صورت داد. او تنها در مدت 3 روز از کمپ اصلی خود درارتفاع 6500 متر بدون استفاده از اکسیژن مصنوعی قله را صعودنمود.
چهار می 1982-11 کوهنورد روس از طریقدیواره جنوب غربی – سمت چپ مسیر بانینگتون- صعودنمودند.
هشت اکتبر 1983- لو ریچارد، کیم مومب وکارلوس بوهلر قله را از طریق جبهه شرقی، معروف به کانشونگ صعودنمودند.
سوم اکتبر 1984-کوهنوردان استرالیاییتیم مکارتنی، اسنپ و گرگ مورتیمر قله رااز طریق دهلیز شمالی صعودنمودند.
بیست می1986-شارون وود به عنوان نخستین زن از آمریکای شمالی توانست از مسیر جدیدشانه غربی که از یخچال کانشونگ آغاز می شد خود را به دهلیز هورنباین رسانده و قلهرا صعودکند.
دوازده می 1988-کوهنورد انگلیسی، استفانونبلز از سمت چپ مسیر 1983 کانشونگ به قله برسد. این مسیر در شرق گردنه جنوب شرقیقرار دارد. ونبلز تنها عضو انگلیسی یک گروه کوهنورد آمریکاییبود.
یازده می 1995-اولین صعود مسیر شمال شرقی، اینمسیر تماما توسط کیوشی فورونو و شجیکی ایموتو از ژاپن و شرپاها داوا شرینگ، پاسانگشرپا و نیما شرپا گشایشیافت.
بیست می 1996-اولین صعود دهلیز شمالشمالشرقی. توسط پیتر کوزنتسوف، والری کونوف و گریگوری سیمیکولنکوف.
ده می2004 -مسیر مستقیم دیواره شمالی.آندریا ماری یو، پاورشا بالین و ایلیاستوح واتولین از تیم روسیه.
نکته:
- هومن آپرین کوهنوردایرانی مقیم آمریکا بعنوان نخستین ایرانی در سال موفق به صعود اورست گردید. ویراهنمای تیمی از کوهنوردان آمریکایی بر روی اورستبود.
-تیم ملی کوهنوردیایراندر سال 1377 موفق شد نخستین صعود مستقل ایرانیان را بر رویاورست صورت دهد.
-سعید طوسیکوهنوردایرانی مقیم آمریکا موفق شد در بهار 2002 بر افراز قلهاورست.
- تیم ملی کوهنوردی ایرانمتشکل از تیمهای مردان و زنان موفق شد در 30 می 2005 بر فراز اورست بایستد. 9 نفراز اعضای این تیم به همراه 5 شرپا قله را فتح نمودند
آشنايي با قله کی2 K2
نام کوه کی2، چوگوری، گادوین آستین
ارتفاع 8611 متر، 28،253 فیت
موقعیت 35،88عرض شمالی
76،51 طول شرقی
محل قرار گیری قراقروم، مابین پاکستان و چین
بهترین ماههای صعود جون، جولای، آگوست
اولین صعود 1954
نزدیکترین فرودگاه بین المللی راولپندی پاکستان
کوه کی2 دومین کوه مرتفع دنیا و بی شک سرسختترین قله 8000 متری می باشد که هدف غایی بسیاری از کوهنوردان است. این هرم غول آسا برجی است تنها واقع در منطقه قراقروم پاکستان و در راس یخچال بالترو قرار دارد. کی 2، 549 متر از بلندترین کوههای اطرافش رفیعتر است و این امر موجب شده از دوردستها بتوان این غول را مشاهده و خداوند را تحسین نمود. ارتفاع بلندکوه و قرار داشتن آن در عرض شمالی 35 درجه موجب شده تا کی2 دارای آب و هوایی متمایز از سایر کوههای قراقروم باشد از این رو قله ای است از سنگ پوشیده از یخ و برف با 6 یال مخوف.
در 1856 برای نخستین بار تی جی مونتگومری که یک مساح بود این کوه را از فاصله حدود 200 کیلومتری (احتمالا از هاراموش) مشاهده نمود. کوه در میان رشته ای از کوههای رفیع قرار داشت به همین دلیل نیز از هیچ منطقه مسطحی در هند و چین قابل مشاهده نبود(در آن زمان هنوز پاکستان بخشی از خاک هند بود). مونت گومری بدون داشتن اطلاعاتی دقیق از نام کوههای منطقه قلل رفیع آنرا به نامهای قراقروم 1 تا 7 نامگذاری کرد، و نام کی1 تا کی 7 را برآنها نهاد که برگرفته از حرف اول karakoram بود. اما بعدها تنها نام کی 2 به عنوان تنها کوه مرتفعی که یک مساح آنرا نامگذاری کرده بود بر روی دومین قله رفیع جهان باقی ماند و سایر نامها تغییر کرد و نام چوگوری که نامی بود محلی و کوه کوهها معنا میداد بعدها به فراموشی سپرده شد. البته نام دیگر کوه گادوین آستین می باشد که به افتخار هنری هاورشام گادوین استین بر این کوه نهاده شده بود، اما هیچگاه رسمیت نیافت.
در 1892 مارتین گانوی کاشف انگلیسی گروهی از محققان کوه ها را تا بر روی یخچال بالترو رهبری نمود. آنها تا ابتدای محلی که امروزه به یخچال کنکوردیها معروف است بالا آمدند.
در 1902 برای نخستین بار اسکار اکنسین بر روی جبهه شمالی کوه تلاشی را صورت داد. وی از طریق یال شمال شرقی تا ارتفاع 6525 متری بالا رفت.
اما راه قابل صعود کوه یعنی مسیر جنوب شرقی در 1909 توسط توسط هیئتی ایتالیائی به سرپرستی لوئیجی آمودئو کشف گردید. از آن تیم دوک ابروزی تا ارتفاع 6250 متری یال جنوب شرقی صعود نمود. پس از این تلاش این مسیر بنام یال ابروزی شناخته شد. ویکتور سلا عکاس این تیم، عکسی از کوه انداخت که بی شک قدیمی ترین عکس کی2 به شمار می رود که همچنان موجود است.
در 1938 تیمی آمریکایی به سرپرستی دکتر چارلز هوستون توانست تا ارتفاع 7925 متری کوه بالا رود.
یک سال بعد تیم دیگری از آمریکا به رهبری فریتز ویسنر رکورد ارتفاع جدیدی برپا کرد. آنها تا 8382 متری کوه از مسیر یال ابروزی بالا رفتند، که بعد از صعود نورتون تا ارتفاع 8570 متری جبهه شمالی اورست در سال 1924 بلندترین ارتفاع صعود شده توسط انسان بود.
در 1953 تیمی 7 نفره به سرپرستی دکتر چارلز هوستون توانست تا ارتفاع 7500 متری کوه بالا رود. اما خرابی هوا و وخامت حال گیکلی، یکی از اعضای جوان تیم که به ارتفاع زدگی شدید دچار شده بود موجب شد تا آنها راه بازگشت را پیش گیرند. هنگام بازگشت و پائین آوردن گیکلی، 5 عضو تیم بدلیل شیب تند مسیر سقوط کردند، اما کارگاه مستحکمی که پت شوئینگ برپا نموده بود مانع از سقوط بیشتر آنها به اعماق دره های کی2 گردید اما لحظاتی بعد بهمن گیلکی را با خود به اعماق دره ها برد تا تیم ناکام به پائین باز گردد.
سال 1954 کی2 تلاش موفقی را از کوهنوردان ایتالیایی شاهد بود. آشیل کامپاگنونی و لینولاسیدلی دو کوهنوردی بودند که در 31 جولای موفق شدند بعنوان نخستین انسانها گام بر فراز این کوه سرسخت بگذارند. آنها اعضای تیم بزرگ و مجهزی به سرپرستی آردیو دزیو بودند. تیمی با بیش از 500 باربر محلی، 11 کوهنورد و 6 دانشمند. آنها برای صعود قله 9 کمپ برپا کرد. یکی از کوهنوردان بر اثر ذات الریه جان خود را از دست داد. پس از این صعود چیزی که بیش از فتح قله جلب توجه کرد تلاشهای کوهنورد بزرگ ایتالیایی والتر بوناتی و باربر پاکستانی مهدی بود. که ظاهرا بازیرکی سایرین از صعود قله بازماندند. فاتحان قله همچنین مدعی بودند بوناتی و مهدی زمانیکه کپسولهای اکسیژن را به کمپ آخر حمل می کردند، بدلیل شب مانی در ارتفاع بخشی از اکسیژن را مصرف کرده بودند و تیم قله بخشهای پایانی را بدون اکسیژن طی نمود. گرچه بودن ماسک اکسیژن بر صورت آنها که در تصاویر قله قابل رویت است، این ادعا را توام با شک نمود. بعدها بوناتی در کتابی تحت عنوان "کوههای زندگی من" از خودش دفاع کرد.
پس از صعود ایتالیائیها، کوه تا 1977 صعودی بر خود ندید، تا اینکه در این سال تیمی از کشور ژاپن متشکل از 52 کوهنورد و 1500 باربر موفق شد دومین صعود قله را صورت دهند. در این تیم اشرف امان کوهنورد پاکستانی نیز بعنوان راهنما و باربر ارتفاع عضویت داشت که موفق به فتح قله گردید.
یکسال بعد تیمی از آمریکا توانست از یال شمال غربی قله را فتح نماید. این تیم صعود خود را از مسیر یال شمال شرقی آغاز نمود (این یال امروزه به مسیر لهستانیها معروف است)، سپس در ارتفاع 7700 متری به طرف یال ابروزی تراورس کردند. در اینجا بحث بر سر آن شکل گرفت که چه کسی نخستین صعود بدون اکسیژن را بر روی قله صورت دهد. بدین ترتیب لوئیس ریچارد نخستین داوطلب اجباری این امر بود. وی کپسول اکسیژن خود را در میان راه دفن کرد، زیرا سیستمش دچار مشکل بود و عمل نمی کرد. جان روسکلی پس از لوئیس دومین شخصی بود که قله را بدون اکسیژن صعود کرد، اما نه بدلیل خربی سیستم اکسیژن بلکه از ابتدا به این نیت بالا آمده بود.
در 1981 ترئو موستورا تلاش موفقی را از یال جنوب غربی رهبری کرد. در 7 آگوست آیهو اوهتانی به همراه راهنمای پاکستانی نظیر صبیر موفق شدند نخستین صعود این مسیر را صورت دهند.
در سال 1982 نخستین صعود جبهه شمالی توسط تیمی ژاپنی به رهبری ایسائو شینکای صورت گرفت. 7 عضو این تیم همگی بدون کپسول اکسیژن به قله رسیدند. در همین سال تیمی لهستانی به رهبری یانوس کورزب بدون داشتن اجازه صعود از مسیر صعود نشده شمال غربی بالا رفتند. اما پس از مشاهده این تیم توسط مقامات محلی مجبور به بازگشت از ارتفاع 8200 متری شدند.
در 1986 نخستین صعود زنان بر روی کی2 را وندا رتکوویچ کوهنورد زن لهستانی، لیلین بارارد از فرانسه و جولیا تولیس از انگلستان هر سه بدون کمک کپسول اکسیژن صورت دادند. آنها نیز از یال آبروزی به این مهم دست یافتند. گرچه جولیا و لیلین بر اثر طوفان کشته شده و برای همیشه در دل کی2 آرام گرفتند.
در سال 1986 بنیو شامو کوهنورد معروف فرانسوی توانست کی2 را در مدت زمان 22 ساعت و 30 دقیقه از کمپ پیشرفته ABC صعود نماید. این در شرایطی بود که تازه چند روز از صعود 16 ساعته او به برودپیک می گذشت. همچنین اریک اسکوفیر دیگر کوهنورد فرانسوی موفق شد پس از صعود قلل گاشربروم I و II ، کی2 را نیز صعود نماید. اسکوفیر این سه قله را تنها در مدت 21 روز صعمد کرد که کاری بس قابل توجه بود.
در این سال همچنین کاکوشکا و پتروفسکی کوهنوردان شایسته لهستانی موفق به گشایش مسیری دشوار در جبهه جنوبی شدند. متاسفانه کاکوسکا پس از صعود به تنهایی به خانه بازگشت و پتروفسکی برای همیشه در دل کی2 آرام گرفت.
در مجموع در سال 1986 با مرگ 13 کوهنورد بر روی کی2 فاجعه ای در کوهنوردی رقم خورد.
در سال 1990 تیمی از ژاپن به رهبری تومای اوکی توانست مسیری جدید در رخ شمال غربی باز کند. بخشهای پایانی مسیر در ارتفاع 8000 متری با یال شمالی مشترک بود.
در 1991 پیربگین و کریستوف پروفی کوهنوردان بزرگ فرانسوی توانست در مدت 48 ساعت بدون کمک باربر ارتفاع و کپسول اکسیژن و کمک طنابهای ثابت مسیر جدیدی را بر روی جبهه شمال غربی کی2 باز کنند. صعود آنها نمایش قابل تحسینی از کوهنوردی فنی به شمار می رفت.
در بهار 96 یکی از پرتلفات ترین صعودهای کی2 رغم خورد و این زمانی بود که 6 کوهنورد از جمله آلیسون هرگریوز پس از صعود قله دچار طوفانی سهمگین شده و همگی مفقود شدند.
از نظر میزان صعودها به کشته شدگان این کوهبا نسبت 4 به 1 پس از آناپورنا و نانگا پاربات در رده سوم قلل 8000 متری قرار دارد. از این رو این کوه را گاها کوه قاتل یا کوه بی رحم نیز می خوانند.
یکی از فاکتورهایی که صعود به کی2 را به مبارزه تبدیل نموده فنی بودن کوه می باشد. بیش از 45 درجه شیب در اکثر نقاط کوه آنرا نیازمند ثابت گذاری در اغلب نقاط صعود نموده. نیاز به 2500 متر طناب در جبهه جنوبی و 5000 متر در جبهه شمالی باعث شده تا اغلب تیمها به قصد صعود سبک به کوه بیایند از طرفی عدم فعالیت باربرهای توانمند ارتفاع بر روی این کوه مجب می شود تا خود کوهنوردان مجبور به آماده کردن مسیر گردند و این امر بر خطرات صعود افزوده
تاريخچه k2
چگوری "Chogori" که در زبان بالتی شاه کوهها معنی می دهد نام محلی قله ای است که عده کمی از کوهنوردان آن را به این نام میشناسند. عموم کوهنوردان این قله را K2 مینامند. این نام درنامگذاری سرهنگ مونتگموری بر روی کوههای رشته کوه قره قروم "Karakoram" (نامی ترکی به معنی سنگهای نتراشیده سیاه) که ازK1 تا K37 نام گرفتند به این قله رسید. نامهای دیگری نیز برای این قله استفاده شده که در واقع صفاتی هستند که کوهنوردان به فراخور حال و روزی که بعد از تلاش بر روی این قله داشتهاند بر آن گذاشتهاند. مهیب "awesome" وحشی "savage" و بالاخره قاتل "killer" .
****************************************
1856 کشف و نامگذاری
سرهنگ انگلیسی مونتگموری (T.G.montgomery) در گزارشش از منطقه بالترو، K2 را بیشتر از هر چیز دیگری شرح داده است. او قلل این رشته کوه را K1 ,K2, K3 ,… نام گذاری کرده است. K ابتدای کلمه
امروزه K2 معمولترین نام برای این قله 8611 متری است. نام محلی دومین قله بلند جهان چگوری است. کوهی که همچنان به عنوان سرسختترین قله جهان شناخته میشود.
1902 یکمین تلاش
در 1902 شش کوهنورد اروپایی به سرپرستی کنستین "Eckenstein" راهی K2 شدند. زمان مناسب از نظر آنها قبل از بادهای موسمی بود. از انتهای بالترو که با 67 کیلومتر طول سومین یخچال طولانی جهان است به سمت شمال متمایل شدند و به پای کوه رسیدند. بدون درنگ از مسیر جنوبی و بعد از آن جنوب شرقی صعود را شروع کردند. با مواجهه شدن با مشکلات مسیر فکر کردند که شاید مسیر شمال شرقی سادهتر باشد و بر روی آن تا ارتفاع 6600 متری صعود کردند.
این موفقیت غیر قابل تصوری برای آنها بود چون در آغاز قرن بیستم هنوز برای صعود این کوه خیلی زود بود. عقیده آنها این بود که این مشکلترین و پیچیدهترین عملیات صعود در جهان خواهد بود. عقیده ای که کم و بیش هنوز مورد تایید کوهنوردان میباشد.
1909 دوک آبروزی "Abruzzi"
هفت سال بعد نوبت به دوک انگلیسی و گروه بزرگ و علمی او رسید تا به قره قروم و K2 بروند. اکنون K2 هدف پر آوازهای برای مساحان و عکاسان شده بود. یک اسطوره در عکس. ماجراجویان سلطنتی طرحی شبیه به کارهایی که در آلپ جریان داشت را در سر داشتند.
برای شروع خودشان را به یال جنوب شرقی رساندند(هنوز نام آن یال آبروزی نشده بود)
قبلن مسیر شمال شرقی تا ارتفاع 6600 متری صعود شده بود همچنین از آن نقطه مسیر شمالی همانند غول بزرگی خود نمایی کرده بود.
گروه، یال جنوب شرقی را تا ارتفاع 7544 متر صعود کرد و آنجا در برخورد با یک گلوگاه پر از برف راه خود را بسته دید. قبلن در چگولیزا ارتفاع 7654 متر ثبت شده بود. رکوردی که تا سال 1922 دست نخورده ماند. در این تاریخ هنوز اورست کلنگ نخورده بود .
1929 سال بدون پیشرفت
ایتالیاییها بیستمین سالگرد برنامه دوک را جشن میگرفتند. برادر زاده دوک آبروزی سرپرست افتخاری برنامه بود در حالیکه پورفسور آردیتو دسیو "Ardito Desio" که فرد معتبر و سرشناسی در این قبیل برنامهها بود به عنوان سرپرست علمی هیئت را همراهی میکرد. در بازگشت دستاورد کوهنوردی مهمی بدست نیامده بود چون گروه بیشتر بر فعالیتهای علمی و تحقیقاتی در بالترو متمرکز شده بود و کمتر به صعود توجهای داشت.
1938 امریکاییها
نوبت بعدی به گروه آلپاین کلوب امریکا رسید که به سرپرستی چارلز هوستون Chrles Hoston راهی این برنامه شد. او موفقیت سال قبل در ناندادوی را به همراه داشت. با بکارگیری یک گروه ازبهترین شرپاها به سر پرستی پاسانگ کیکولی "Pasang Kikuli" ، آنها مطمئن بودند که با موفقیت باز خواهند گشت.
در یک جولای کار از پای کوه آغاز شد و بارگاه یکم بر پا شد و در چندین تلاش در هجده جولای هوستون و پتزولد "Petzoldt" به ارتفاع 7740 متری رسیدند در حالیکه به سختترین و پیچیدهترین مسائل صعود فائق آمده بودند . آنها در 7530 متری بارگاهی برپا نمودند. در بیست و یک جولای تلاش رو به بالا از سر گرفته شد و در ارتفاع 7925 متر درست در زیر آخرین صخره های مسیر جایی برای بارگاه هشتم یافتند.
آسمان صاف و آفتاب گرم می توانست همه را امیدوار کند که قله اینبار براستی تهدید شود ولی اینطور نشد.
1939 روزهای شوم
دوباره امریکاییها در مقابل کوه ایستاده بودند . همراهی و سرپرستی فریتز ویسنر "Fritz
در نوزده جولای ویسنر و پاسانگ با اراده و مصمم، صعود شجاعت آمیزشان از روی صخرهها برای قله را شروع کردند. ساعت هجده آنها تقریبن در ارتفاع 8380 متری بودند که پاسانگ از ادامه صعود سر باز زد چون خیلی دیر شده بود. ویسنر سعی کرد او را متقاعد کند که میتوانند در هوای بسیار خوب آنوقت در نور مهتاب به صعود ادامه دهند اما پاسانگ بی حرکت ایستاده بود تا بازگشت آغاز شود.
هنگام بازگشت بند کرامپون پاسانگ پاره شد و او با یک لنگه کرامپون فرود را ادامه داد. ساعت دو نیم صیح آنها به بارگاه رسیدند . می خواستند بعد ازاستراحت بخت خود را بار دیگر امتحان کنند. اما بعد از یک روز استراحت راه دیگری را انتخاب کردند و بعد از تحمل تمام سختیها بدون تدارکات برای روزهای بعدی راه بازگشت را در پیش گرفتند. در بارگاه هشتم ولف به آنها خوشامد گفت و همچنین اینکه در این مدت هیچ ترددی انجام نشده و بارها در بارگاه هفت باقی مانده است. آنها خسته و بی رمق فرود را ادامه دادند و خود را به بارگاه هفت رساندند غافل از اینکه از نزدیک فاجعه ای قابل پیشگیری میگذرند.
ویسنر و پاسانگ صبح به پایین مراجعت کردند و ولف در بارگاه هشت ماند تا آنها تلاش دیگری را برنامهریزی کنند. در بیست و چهار جولای آنها خالی خالی از نظر روحی و جسمی به بارگاه اصلی رسیدند. با تلاش جانانه ای که ترتیب داده بودند تلاش مجدد برای صعود بطور کامل منتفی بود.
حالا همه باربرها و کوهنوردان برای اجرای یک دستور از ویسنر آماده بودند: ولف را بازگردانید.
بعد ازدو تلاش ناموفق پاسانگ کیکولی و سه شرپای دیگر در بیست و هشت جولای در بارگاه هشتم به ولف بیرمق رسیدند و به او نوشیدنی گرم خوراندند. او نمی توانست به سرعت به پایین مراجعت کند ولی قول داد که صبح به پایین بیاید و بدین ترتیب شرپاها به بارگاه هفتم برگشتند. آن شب K2 چهره دیوانه خود را با طوفان و کولاک به نمایش گذاشت و از ولف خبری نشد.
این بار پاسانگ و دو شرپای دیگر به سمت بارگاه هشت صعود کردند و تسرینگ شرپا Tsering دربارگاه ماند. آنها مصمم بودند یا ولف را به پایین بازگردانند و یا حداقل از او نامه ای بگیرند که آنها را از هر مسئولیتی آزاد کند .
این آخرین اطلاع از آن چهار مرد بود .
در دو آگوست تسرینگ به تنهایی به بارگاه اصلی مراجعت کرد و خبر آورد که هیچ نشانی از زندگی در آن بالا وجود ندارد. ویسنر تلاش دیگری را برای یافتن آنها ترتیب داد که به توقف طولانی دربارگاه دو انجامید.
بالاخره برنامه پایان یافت به این دلیل که کسی نمی توانست این مدت در چنین شرایطی زنده بماند.
دودلی ولف، پاسانگ کیکولی، پاسانگ کیتار "Pasang Kitar" و پینتسو "Pintso" برای همیشه در آغوش K2 آرمیدند. این پایانی تراژیک بود برای دومین تلاش امریکایی برای صعود این کوه و با انتقادهای بزرگی روبرو شد. ویسنر برای دفاع از خودش وضعیت بسیار پیچیدهای داشت در حالیکه برای همیشه به عنوان مقصر اصلی شناخته میشد.
پاسانگ کیکولی یکی از قویترین شرپاها بود و شاید بشود درمقام مقایسه با نامهای کنونی او را هم طراز تنزینگ نورگی "Tenzing Norgay" دانست.
1953 حرف بس است
بعد ازجنگ دوم جهانی به دلایل مختلف سیاسی و اجتماعی برنامهای در قره قروم اجرا نشد تا سال 1953 که امریکاییها دوباره سراغ کولهپشتیهایشان رفتند. هوستون و باتز "Bates" از گروه 1938 کهنه سربازهای گروه بودند و تونی استریدر "Tony Streather" با خاطره پیروزی بر تریچمیر در سال 1950 و جرج بل "George Bell" که به دلیل صعودهایش در آند مشهور بود در جلوی گروه هشت نفره در نوزده جون در بارگاه اصلی پای یال آبروزی در ارتفاع 5000 متری بودند. این گروه شرپا نداشت و از باربرهای با استعداد هونزا استفاده میکرد که فرصتی برای نمایش استعداد خدادادیشان یافته بودند.
در مدت سه هفته بر اساس الگوی سالهای 38 و 39 بارگاهها برقرار شدند. هوای خیلی خوب به آهستگی تغییر کرد و به طوفانی سهمگین در بارگاه اصلی انجامید. تمام کوهنوردان را برای چندین روز در بارگاه اصلی متوقف کرد. در یک فرصت همه صعود کردند و در یک آگوست هر هشت نفر در بارگاه هشت در ارتفاع 7750 متری در بهترین وضعیت آماده برای نمایش آخرین تلاش.
اما خدای کوهستان نمایشی از روزها و شبهای دیوانگی K2 به نمایش گذاشت . همه برای طنابهایی که با طرح هوستون درمسیر کار گذاشته بودند و غذایی که برای ده دوازده روز تدارک دیده شده بود از او سپاسگزار بودند و با روحیه ای مضاعف برای هوای مناسب انتظار میکشیدند.
اما نه تنها باد آرام نشد بلکه چادرها با شدت بیشتری در زیر شلاق طوفان لرزیدند و لرزیدند.
در چهار آگوست جیلکی "Gilkey" بیست و شش ساله درد شدیدی از لخته شدن خون در یکی از پاهایش تحمل میکرد به شکلی که حرکت برایش ناممکن شده بود. وضعیت او وخامت بیشتری یافت و بعد از چند روز ریهاش هم مبتلا شد. در چنین هوایی انتقال او به پایین هم ناممکن مینمود. جابجایی او مشکل بزرگی برای همه بود. این بزرگترین جدال در زندگی آن مردان بود. وقتی در ده آگوست آرزوی مناسب شدن هوا به نتیجه ای نرسید تصمیم نهایی برای شرکت در این جدال گرفته شد و همه مردان آماده پایین آوردن جیلکی شدند. چرا که گزینه دیگری برای زنده ماندن باقی نمانده بود.
در روز یکم آنها فقط چند صد متر پایین آمدند. ولی در هنگام غروب طنابهای نصب شده بر روی سنگها و مردانی که بدون آسیب جدی درکنار هم بودند امیدی میساخت که دراین جدال پیروز خواهند شد.
آنشب جیلکی درون کیسه بیواک بر اثر برخورد بهمن و پاره شدن اتصالش به تبرهای یخ به قعر دره سقوط کرد. بقیه تا پنج روز دیگر در جدال با مرگ خود را به بارگاه اصلی رساندند. بل در پاهایش به شدت دچار سرما زدگی شد بصورتی که مجبورشدند او را دویست کیلومتر تا اسکاردو حمل کنند.
هر چند سومین تلاش امریکاییها نیز با پیروزی بر K2 به پایان نرسید ولی بازگشت معجزه آسای آن هفت مرد حماسه ای را در تاریخ کوهنوردی جهان رقم زد.
1954 بازگشت ایتالیایها
در سال 53 پورفسور آردیتو دسیو و ماریو پوچوز "Mario Puchoz" با تحقیقاتی که برای صعود به K2 انجام میدادند پیشاهنگ ایتالیاییها در صعود K2 شدند. آنها ارتفاعات اطراف را تا 6000 متری صعود کردند و بر اساس مشاهداتشان وقتی به خانه بر میگشتند نقشه پیروزی برK2 را در دست داشتند.
پرفسور عقیده داشت بخت صعود با این طرح بستگی به پیروی از دیسیبرین نظامی و وجود افرادی است که خواهان داشتن بهترین برنامه و گروه باشند و دراین راه با تمام وجود همکاری کنند.
بیست و یک کوهنورد از آزمایشات پزشکی عبور کردند و سپس در میانه ژانویه 54 همگی در ارتفاع 4000 متری مونبلان گرد آمدند. وضعیت تنفس و خصوصیات فردیشان به دقت زیر نظر گرفته شد و ده نفر از آنها انتخاب شدند. سپس اردوی دیگری در ارتفاع 4500 متری مونت روزا گذراندند. درست قبل ازحرکت چند جوان نو آموز برای گروه در نظر گرفته شد و شرپاها حذف شدند.
در آخرین دقایق کازین "Cassin" کوهنورد نامی و مشهور از سرپرستی مستعفی و گروهی متشکل از یازده کوهنورد، شش دانشمند و پانصد باربر راهی برنامه شد.
آنها در میان راه و قبل از اینکه به آبروزی برسند تمریناتی مثل تعویض بارگاه و بر پایی چادر در هوای خراب را از سر گذراندند.
وسط جون تمام بارها و تدارکات برای تلاش نهایی در بارگاه چهارم انباشته شده بود. بادهای سهمگین ارتفاعات قره قروم برای هفتهها می وزید و پیشرفتی در کار نبود. آیا آنها میتوانستند رکوردی که دسیو در سال 1929 ازخود به جا گذاشته بود را پشت سر بگذارند؟
در نیمه دوم جولای بادها آرام گرفت و دسیو مصمم بود که از این فرصت قبل از بادهای موسمی برای چیره شدن به قله استفاده کند. بارگاه 5 در 7300 متری بر پا شد و 300 متر دیگر نیز صعود شده بود که خبر ناگواری گروه را ماتم زده کرد: راهنمای کهنهکار کوهستان ماریو پوچوز سی و شش ساله بر اثر خیز ریوی در بارگاه دو جان باخت. اما برنامه متوف نشد.
در بیست جولای بارگاه هشت در 8150 متری بر پا شده بود و دو کوهنورد با خیال راحت در چادر بودند تا فردا برای قله تلاش کنند. آنها بدون اکسیژن (بر اساس گزارش خودشان) صعود کردند و در بعدازظهر سی و یک جولای هزار و نهصد و پنجاه و چهار پس از تلاشی سخت و طولانی بالاخره پای انسان سخت کوش و آرامش ناپذیر به قله K2 رسید.
آنها با احتیاط با استفاده از تبرها و کرامپون در ساعت چهارده و نیم به بارگاه هشت رسیدند و با نوشیدنی گرم مورد استقبال دوستانشان قرار گرفتند.
بازگشت به بارگاه اصلی در غیاب یکی از همنوردان کمی دراماتیک بود ولی در دو آگوست همه افراد صحیح و سالم در بارگاه اصلی پیش هم بودند.
آن دو کوهنورد چه کسانی بودند؟؟؟ دسیو میخواست که این پیروزی به همه افراد گروه تعلق داشته باشد و این خبر تا بعد ازبازگشت کل گروه به ایتالیا فاش نشد.
لینو لاسیدلی "Lino Lacedelli" و آشیل کومپانونی "Achille Compagnoni" نوک پیکان ایتالیایی بودند که به قله K2 رسید.
در حاشیه این صعود موضوعی پیرامون کوهنورد جوان و جاه طلب، که بزودی به یک سوپر استار در کوهنوردی ایتالیا و جهان تبدیل میشد وجود داشت که موضوعی جالب توجه است. صعود کنندگان قله او را به دروغگویی و دزدی متهم کردند درحالیکه او نمیتوانست در مقابل جمع بزرگانی که با دست پر به خانه برگشته بودند از خود دفاع کند
