تبليغاتX
گامهایتان استوار و قامتتان راست چون شکوه البرز و خنکای دماوند و چون اشتران دوست داشتنی رکاب درخشنده ترین نگینها... وبلاگ کوهنوردی احسان

گزارش صعود وبلاگ نویسان به قله سن بران 4150 ( اشترانکوه)

 

 

13/3/86  روز اول

 

بعد از هماهنگی هایی که سرپرست تیم تاریانا آقای علی یاری و وطن خواه با بنده و دیگر دوستان وبلاگ نویس جهت اجرای برنامه دومین صعود وبلاگ نویسان به قله سن بران و دریاچه گهر صورت گرفت . قرار شد که دوستانی که از استانهای دیگه تشریف میارن شب رو در قرارگاه کوهنوردی روستای تیون (30کیلومتری دورود) استراحت کنند و فردا قبل از طلوع خورشید به سمت بالا حرکت کنند. من و سه نفر از دوستان خوبم ( محمد رحتمیان . مهدی پاپی . محمد مهرزاد) از قبل برای این برنامه هماهنگ شده بودیم تا جایی که از دستمان بر می آمد کمک دیگر دوستان برای اجرای برنامه بکنیم. روز 13/3 تیم پشتیبانی تاریانا طبق قرار قبلی زودتر حرکت کرد که حدود ساعت 4 یا 5 بعداظهر به دورود رسید و من و دوستان جهت خوش آمدگویی و کمک به راه آهن رفتیم و دوستان را زیارت کردیم . حدود 2 ساعتی طول کشید تا دوستان کارهاشون رو روبراه کننن و حرکت کنند به سمت چشمه خرم (خیه) به همین خاطر من و دوستان برای آماده کردن وسایل صعود آماده شدیم و ساعت 11 شب به سمت روستای تیون حرکت کردیم و 40/11 به قرار گاه رسیدیم  . خیلی شلوغ بود تیم از کردستان که بیشتر خانم بودند حضور داشتند بعلاوه چند تیم دیگر . از آقای جوانمرد (مسئول قرارگاه) سراغ تیم اراک و تیمی از اهواز که قرار بود پلاکارد و طناب رو به ما برسونن گرفتیم . که ایشان فرمودند تیم اهواز به سمت روستای بیدستانه ( مسیر دیگر صعود اشتران) حرکت کرده اند و تیم اراک در محل قرار گاه حضور دارند به سراغ تیم اراک حرکت کردم تیمی چهار نفره به سرپرستی علی قادری به همراه دیگر همنوردانش ( محمد رضا . هانی . علی آقا) که خیلی گرم و صمیمی در کنار هم نشسته بودند و با هم صحبت میکردند .خودمو معرفی کردم و با هم صحبت هایی کردم که آقای قادری از عدم حضور دیگر دوستان گلایه داشتند (البته خود من هم گلایه مندم) قرار شد راس ساعت 4 صبح به سمت چشمه گل گل ( پناهگاه ) حرکت کنیم .از دوستان اراکی جدا شدیم و بالای قرارگاه برای استراحت حرکت کردیم.

 

14/3/86 روز اول صعود

 

ساعت 4 صبح با دوستانم آماده حرکت بودیم به همراه تیم دوستان اراکی به سمت بالا حرکت کردیم هوا خنک و نسیم سردی می وزید تیمی دو نفره  از تبریز  هم با ما حرکت کردند . بعد از 3 ساعت به چشمه گل گل رسیدم تقریبا شلوغ بود چندین تیم حضور داشتند . با تصمیمی که گرفتیم دوستان خودم به علت نداشتن تجهیزات قرار شد که برگردن پایین و از سمت دورود به دریاچه برن و به تیم تاریانا ملحق بشن تا تیم صعود هم به اونها بپیونده. بعد از حرکت از چشمه گل گل به گرده ماهی رسیدیم دارای شیب زیادی هست که نفسگیره  3 ساعتی درگیر گرده بودیم تا به چال کبود (جانپناه) رسیدیم  اونجا هم شلوغ بود . با تصمیم گیری قرار شد بعد از صرف ناهار در کنار جانپناه ساعت 2 به سمت قله حرکت کنیم  و بعد از صعود قله به جانپناه برگشته و فردا صبح زود به سمت قله گل گل حرکت کنیم و از آنجا به سمت قیفی که منتهی میشود به سمت دریاچه حرکت کنیم تقریبا برنامه سنگینی بود کوله ها سنگین و منطقه بدون آب بود .ساعت 2 برای حرکت به سمت قله سن بران آماده شدیم که یکی از دوستان اراکی قرار شد تیم رو همراهی نکنه و کنار جانپناه بمونه و من و تیم آقای قادری به سمت قله حرکت کردیم یخچالهای پر برف حرکتمون رو کند کردند و بعد از عبور از یخچالها با تیغه ها ی سنگلاخی درگیر شدیم .انتهای مسیر نیز برف زیادی داشت که بازهم حرکتمون رو کند کرد بالاخره ساعت 4 بعداظهر به قله رسیدیم از بالای قله دریاچه خودنمایی میکرد چند عکس یادگاری گرفتیم و به سمت پایین حرکت کردیم ساعت 6 هم در کنار جانپناه بودیم  شب در کنار دوستان اراکی و با توجه به اطلاعاتی که از قیف داشتیم که کاملا یخ زده و خطرناک بود و نداشتن تجهیزات کافی و اینکه می بایست از خطر ریسک کردن بپرهیزیم و از بروز هر گونه مشکل جلوگیری میکردیم قرار شد برنامه قیف را  کنسل کرده و از سمت دورود به طرف دریاچه حرکت کنیم . چند تیم دیگر نیز در منطقه بودند که وقتی متوجه شده بودند قراره ما به سمت قیف بریم پیش ما اومدن که اگر فردا خواستیم بریم قیف اونا هم همراه ما بیان که این خود نیز مشکل را دوبرابر می کرد .

 

15/3/86 روز دوم

 

صبح زود بیدار شدیم تیم سرحال و قبراق بود بعد از صرف صبحانه برای گرفتن عکس از منطقه چپ و راست می رفتم که جند نفر از کوهنوردان همشهریم رو دیدم که تازه رسیدن دو نفر غریبه هم باهاشون بود که نشناختم به استقبالشان رفتم می خواستن به سمت قیف برن که من قضیه رو براشون گفتم که قرار ما اینجوری شده و ما برمیگریدم . تیم شان مجهز بود و مستقیم به سمت یخچال حرکت کردن. ما هم کم کم آماده برگشتن شدیم  حدود ساعت 11 بود که اطلاع دادن کوهنوردی در مسیر یخچال سقوط کرده .

 

بلاخره.....

 حادثه بدی بود روحیه همه رو گرفت کسی دل و دماغ صعود نداشت جو غمگینی منطقه رو گرفته بود همه در حال برگشتن بودن جنازه مرحوم راشدی نیز روی حیوون بود و به سمت پایین در حال انتقال دادن بود . تیم ما هم دیگه حال و هوای رفتن به دریاچه رو نداشت حالمون گرفته شده بود . علی قادری نیز با همفکری دیگر دوستان خودش تصمیم برگشت به سمت اراک رو گرفتن . حق داشتن با وجود این حادثه کسی حوصله صعود نداشت. ساعت 5 بعداظهر به تیون رسیدیم.تازه با دوستان اراکی گرم شده بودم که باید خداحافظی میکردم تیم صمیمی و خوبی بود با صحبت با دوستان اراکی قرار شد من فردا برم دریاچه چون میدونستیم با وجود این حادثه حتما اونا نگران ما بودند .

 

16/3/86 روز سوم

 

دیشب ساعت 10 رسیدم خونه خسته بودم خوابیدم  فردای روز بعد راس ساعت 10 صبح به چشمه خرم رسیدم و به سمت دریاچه حرکت کردم یک ربع به 12  به دریاچه رسیدم حدود 10 – 12 چادر در کنار هم دیدم حدس زدم تیم تاریانا باشه سراغ آقای وطن خواه و علی یاری رو گرفتم  که استاد با چند تن از دوستانشون به سمت بالای دریاچه رفته بودن و آقای علی یاری برای کمک به یکی از همشهریان من که سرش دچار شکستگی شده بود رفته بود پیش ایشون رفتم و......

 

در پایان از کلیه دوستانی که در این برنامه کمک کردند و ضمنا از تیم خونگرم تاریانا که انصافا عالی بودن  من و دوستانم رو واقعا تحویل گرفته بودند (در اصل میزبانان اصلی تاریانا بود و ما میهمان بودیم) تشکر میکنم  . خصوصا آقایان علی یاری . وطن خواه و همچنین تیم صعود خصوصا آقای علی قادری که واقعا عالی بود زحمت بسیاری کشید از همشون تشکر مکنم . ولی دوست داشتیم که دیگر دوستان نیز حضور داشتند که برنامه بهتر اجرا میشد جای همه دوستانی که حضور نداشتند خالی بود . امیدوارم در برنامه های کوهنوردی دیگر حادثه ای نداشته باشیم و همه صعود ها موفقیت آمیز باشه

در پایان آرزوی دیدن شما همنوردان گرامی در برنامه صعود وبلاگ نویسان به قله دماوند را دارم. انشاالله ...

 

متاسفانه خیلی عکس برای وبلاگ گرفتم که متاسفانه دچار مشکل شدن و همه حذف شدن... ضد حال بدی بود. ولی دوستان اراکی عکسها رو دارن برام فرستادن ولی به علت سرعت پایین اینترنت نمیتونم عکسها رو آپلود کنم انشاالله در آینده نزدیک براتون میزارم

+ نوشته شده توسط احسان سالاروند (Ehsan salarvand) در پنجشنبه بیست و چهارم خرداد 1386 و ساعت 10:0 |

Military Time
12 Hour Time


2pak



The script is running in the title bar!!


border="0" ALT="Google" align="absmiddle">


tkbleak.com

online
Online Dating

http://www.iransohrab.net

";