گزارشی هر چند کوتاه از برنامه صعود و بلاگ نویسان به توچال
وقتی متوجه شدم که قراره صعودی در توچال انجام بگیره که دوستان وبلاگ نویس هم در این صعود حضور دارند تصمیم به شرکت در این صعود گرفته تا با دوستان کوهنویس آشنایی بیشتری پیدا کنم چند تا کار اداری هم توی تهران داشتم که بهترین فرصت برام بود که بعد از اتمام کارهای اداری به این صعود برسم.
روز پنجشنبه 85/12/17 ساعت 12:45 دقیقه بعد از اون همه ترافیک به میدان دربند رسیدم.ولی کسی از دوستان رو ندیدم که اونجا باشن چون فکر می کردم باید یه جا جمع بشن که مشخص بشه ولی نبود کسانی هم که بودند شخصی و به جهت تفریح اومده بودند به هر حال به سمت شیرپلا حرکت کرده و بعد از 1:30 دقیقه به پناهگاه رسیدم به جز یک زوج کوهنورد از استان چهارمحال بختیاری کسی دیگه نبود چند ساعتی گذشت تا بالاخره یک تیم کوهنوردی حدود 30 نفره به شیرپلا رسیدند که متوجه شدم تیم کوهنوردی تاریانا هستند که بعد از استراحتی کوتاه شروع به شادی و هیاهو کردند (دف زن خوبی هم داشتند) بعد از این تیم دیگر گروههای نیز رسیدند . شب رو در خوابگاه و سپس صبح زود جمعه 85/12/18 ساعت حدود 5 بود که تیم تاریانا به سمت قله حرکت کردند منم فکر کنم ساعت 6:20 دقیقه حرکتم رو شروع کردم تا اینکه به تیم رسیدم و در آخر تیم حرکت می کردم (قابل توجه اون همنوردی که میگفت شما توی برنامه نبودی فقط اینو بگم که بیسیم گروه تاریانا که گم شد من پیدا کردم و به عقب دار تیم به نام آقا احسان دادم می تونید بپرسین) به هر حال به خاطر کندی حرکت (چند نفری از تیم هم با تصمیم دکتر عباسی برگشتند) در اولین فرصتی که تیم استراحت نمود من از تیم رد کردم و به سمت قله حرکت کردم که ساعت 10:35 دقیقه به قله رسیدم و به خاطر سردی هوا و مه که قسمت های پایین تر رو گرفته بود بعداز استراحتی کوتاه به سمت پایین برگشتم که بعد از برگشت دوباره از کنار تیم رد شدم و ساعت 12 به پناهگاه رسیدم و بعد از استراحت به سمت دربند حرکت کردم .به هر حال خوشحالم که در این صعود با شما بودم اگه شما هم متوجه نشدید مقصر خود من هستم آخه آدم کمرویی هستم شما ببخشید امیدوارم توی برنامه های بعدی و منسجم تر همه در کنار هم باشیم. بازم شرمنده .

